سه شنبه, شهریور ۱۰م, ۱۳۸۸ | 302 views
انسان ذاتاً جستجوگر و طالب دانستني هاي تازه است . حقيقت جويي از خصايل سيري ناپذير و بي انتهاست . اين مرزناشناسي ، انسان را از اعصار پيشين به تكاپو واداشته تا به هر طريق ممكن به اطلاعات تازه دست يابد و راه هاي حفظ و نگهداري و بازيابي و اشاعه اطلاعات را تجربه كند .
با وجود اشتراك انسان ها در اصلِ نياز به اطلاعات تازه و نو ، همه موضوعات از يك درجه اهميت برخوردار نبودند . شرائط سياسي ، نوع معيشت و شيوه تعليم و تربيت از جمله عناصري است كه بر شدت و ضعف گرايش به موضوع يا موضوعاتي خاص مي افزايد . همين امر در حيات اجتماعي مردم يك كشور و حتي مردم يك شهر اثر مي گذارد .
از قرون بسيار دور ، محل هاي خاصي براي نگهداري و استفاده اطلاعات وجود داشته كه به هر نامي ناميده مي شدند ، به اقتضاي زمان و شرايط ، نقش «كتابخانه» را بر عهده داشتند .
كتابخانه ها ، مسئوليت پاسخگويي به نيازهاي اطلاعاتي جامعه را دارند . نيازهاي جامعه در همه دوران و شرايط يكسان نبوده و موضوعات و مسائل گوناگون در هر حال از اهميت واحد برخوردار نيستند . شناخت اين نيازها ، از راه اندازي كتابخانه مهمتر است . تعدد گرايش ها ، تمايلات ، ديدگاه ها و برداشت هاي افراد از وقايع و مسائل و انگيزه هاي گوناگون در پي جوئي اطلاعاتي و عوامل پيدا و پنهان در زايش پرسش ها و ابهامات ، بر پيچيدگي و تنوع نيازها مي افزايد .
كتابخانه در برخورد با چنين وضعيتي است كه ارزش و جايگاهي خاص خواهد يافت و گرنه صرف انباشتن و كنار هم چيدن تعدادي كتاب ، حلال مشكلات نيست و نشاني از گسترش دانش و بيداري جامعه را به همراه ندارد .
تشخيص نياز مراجعه كنندگان گرچه امري است مشكل و پيچيده اما كتابدار متخصص و آگاه به زمان با تكيه بر ارتباط منطقي با مراجعه كنندگان و بهره گيري از صبر و متانت مي تواند به درك مناسبي از اين نيازها دست يابد .
تشخيص نياز ، آغاز راه است . پس از اين ، جستجوهاي كتابشناختي براي يافتن مواد مناسب انجام مي گيرد . اين برنامه ريزي مطابق امكانات مادي و مالي و شناخت مراكز و محل هايي است كه منابع مورد نظر را مي توان از آنجا بدست آورد . سرعت عمل در تهيه مواد و آماده سازي فهرست برگه و انجام كارهاي تخصصي بر روي كتب يا مواد فراهم شده و تهيه نرم افزارهاي رايانه اي ، در جلب نظر جويندگان و تداوم ارتباط آنان با كتابخانه ها بسيار مؤثر مي باشد .
اگر كتابداران متخصص اختيار عمل داشته باشند ، بخش اعظمي از نيازهاي مراجعه كنندگان برطرف خواهد شد و ميزان اعتماد آنان به كتابخانه افزايش خواهد يافت . در چنين شرايطي علاوه بر اينكه در شهرهاي مختلف شاهد كتابخانه هاي مشابه در مواد نخواهيم بود ، بر غناي فرهنگ عمومي افزوده خواهد شد و دانش و تحقيق ، اعتباري شايسته خواهد يافت .
اما نظام مديريتي كتابخانه هاي عمومي در ايران ، نظامي متمركز و تك محور است . تقريباً تمامي امور مربوط به تشخيص نيازهاي مراجعين ، انتخاب مواد ، سفارش و خريداري و . . . در سراسر كشور به وسيله معدودي افراد و چه بسا فارغ از نيازهاي واقعي مراجعين انجام مي گيرد . كتب و نشريات و موادي كه از سوي هيئت مركزي سفارش و تهيه مي شود ، با توجه به توانايي هاي مالي و بودجه تخصيصي گزينش مي شوند . طبيعي است اين گزينش پس از عبور از صافي هايي است كه هيئت مذكور براي انتخاب و گزينش مواد در اختيار دارند .
مواد خريداري شده بر اساس تشخيص چنين گروه هائي كه در بخش هاي مختلف به كار گرفته شده اند ـ اما همگي تابع خط مشي واحد هستند ـ بين كتابخانه هاي كشور تقسيم مي شوند . اين است كه كتابخانه هاي عمومي از حيث مواد ، تفاوت چنداني با يكديگر ندارند . گوئي مراجعه كنندگان در هر نقطه اي از كشور و با هر ميزان از تحصيلات ، نيازهاي يكسان و از قبل تعيين شده دارند !
اين عملكرد ، منتج از لايه هاي عميق تر انديشه اي است كه افراد جامعه را از درك نيازهاي واقعي خويش عاجز دانسته و آنان را نيازمند برگزيدگاني مي داند تا برايشان تشخيص مصلحت كرده و خوب و بد ، مفيد و مضر ، سودمند و ناسودمند را تعيين كنند تا در آن واديِ نشان شده ، گام بردارند .
ملاك گزينش مواد از مباحث مهم در امور كتابداري است . ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي در اين زمينه بسيار مؤثرند . گرچه معيارهاي يكدست و جهان شمولي را نمي توان در عرصه كتابداري ارائه داد اما اين بدان معنا نيست كه در هر جامعه اي تنها معدود «برگزيدگان و مسئولين رسمي» حق انتخاب مواد را خواهند داشت .
كتابداري كه مي تواند واسطه اي مطمئن و آگاه به نيازهاي جامعه كتابخانه باشد ، كمترين نقش را در تهيه مواد دارد . بدين جهت اموري چون پرسشنامه ، تجزيه و تحليل نيازهاي جامعه كتابخانه ، بهره گيري از آثار و يافته ها و تجارب ديگران كه در شناخت نيازها و بهبود كيفي خدمات مؤثر خواهد بود ، از حيطه كاري حذف شده اند . اين است كه مجموعه اي از نيازهاي متعدد وجود دارد ولي كتابدار قادر به برطرف كردن آنها نيست .
معضل ديگر ، سلائق و برداشت هاي ضد و نقيض مسئولين از “مفيد” ، “غير مفيد” و حتي “مضر” بودن است . مكرر اتفاق افتاده كه با تغيير مديريت ها ، كتب تازه اي به بايگاني منتقل يا كتبي از “نهانخانه” برون آورده مي شوند . هيچ كس نيز پاسخگوي عواقب چنين سياست ناميمون نيست . اگر گرايش ها و تمايلات گروهي بر ضوابط گزينشِ مواد افزوده شود ، دايره كتاب هاي “مفيد و سودمند” بسيار بسته تر خواهد شد .
گزينشگران ، با چنين ضوابطي علي رغم وجود تمايلات انساندوستانه و خيرخواهانه نمي توانند پاسخگوي نيازهاي مراجعه كنندگان كتابخانه ها باشند . اين شيوة تشخيص نياز و تأمين مواد ، شيوه اي است كه براي كتابداران جايگاه مهمي قائل نيست . از اين منظر ، كتابدار تنها واسطه اي است كه كتاب يا موادي را از محل مخصوص بيرون آورده و در اختيار مراجعه كننده قرار مي دهد . در “سيستم باز” هم حكم “نگهبان مواد” را پيدا مي كند !
مراجعه كننده نيز در هر كجاي ايران سكونت داشته و از هر درجه از تحصيلات علمي برخوردار باشد ، نيازي كاملاً مشخص و معلوم دارد . همچنين پرسش ها و ابهامات او از چند موضوع معين ، فراتر نخواهد رفت .
نظام مديريتي موجود ، تبعات منفي بسياري از جمله موارد زير دارد :
۱- ناديده انگاشتن نقش كتابداران در برطرف كردن نيازهاي مراجعين
۲- بي توجهي به تخصص كتابداران و دانش كتابداري
۳- رواج روح بي اعتمادي در ميان مراجعين
۴- از دست رفتن كتابخانه به عنوان مركزي براي كارهاي تحقيقاتي و علمي
۵- كم اعتبار شدن كتابخانه از نظر تأمين كتب و منابع افزايش دهنده اطلاعات
۶- به هدر رفتن منابع مالي دولت به جهت خريد نسخه هاي تكراري مواد كتابخانه اي و موادي كه كمترين مراجعه كننده را دارند .
با سياست كنوني كتابخانه هاي عمومي قادر به ايفاي نقش مؤثر در انجام وظايف نبوده و بيان نقش كتابخانه هاي عمومي در افزايش دانش بشري و . . . تنها در حد تقسيم بندي نظري باقي خواهد ماند .
بهروز فرهاديان - كارشناس ارشد علوم كتابداري و اطلاع رساني
ارسال شده با موضوع مقاله | بدون دیدگاه »
چهارشنبه, شهریور ۴م, ۱۳۸۸ | 177 views
دولت و تأمين بهداشت مردم
يكي از وظايف اصلي هر دولتي ، تأمين بهداشت و سلامتي مردم است . با استفاده از شيوه هاي مختلف و انتخاب راه هاي مناسب براي نظارت بويژه بر مواد غذايي ، بخشي از اين امر تحقق مي يابد . گر چه در كشور ما تلاشهايي براي حفظ سلامتي جامعه صورت گرفته اما خلاء هايي نيز وجود دارد كه ابهامات جدي به وجود آورده است .
سعي در افزايش توليد و توسل به شيوه هاي مختلف براي رسيدن به اين هدف ، مشكلات فراواني ايجاد كرده است . استفاده بيش از حد از كودهاي شيميايي ، سموم گياهي و مواد هورموني گر چه افزايش رشد را به دنبال داشته اما به جد خاصيت غذايي مواد را زير سؤال برده است .
بسياري بو و طعم موادي از جمله خيار ، هندوانه ، گوجه ، نان ، انگور را در گذشته به ياد مي آورند . اما امروزه تقريباً همه اين مواد بدون طعم و بو عرضه شده و مورد استفاده قرار مي گيرند . در كنار اين موضوع ، افزايش نگران كننده بيماري ها و سكته ها بسيار هشدار دهنده است و شگفت اينكه دستگاه هاي نظارتي مانند وزارت جهاد كشاورزي و وزارت بهداشت عكس العمل و پيگيري هاي مناسب را از خود نشان نداده اند .
نظارت بر كاشت ، داشت و برداشت محصولات غذايي از جمله چگونگي استفاده ار مواد شيميايي ، سموم و هورمون ها از جمله كارهاي اساسي و مهمي است كه دستگاه هاي اجرايي ذيربط بايد به انجام رسانند . رشد فوق العاده و كوتاه مدت در مرغداري ها و مراكز پرورش ماهي از ديگر موارد نگران كننده است . جاي تعجب است كه مراكز علمي نيز به اين موارد اساسي توجه لازم نشان نداده اند .
هزينه هاي سنگيني كه صرف رفع بيماري ها مي شود در قياس با هزينه هايي كه مي تواند در امر نظارت و پيشگيري به انجام رسد ، قابل قياس نيست اما چرا با وجود اين همه موارد ابهام دستگاه هاي ذيربط كاري اساسي انجام نمي دهند سؤالي است كه تا كنون بدون جواب مانده است .
نویسنده : بهروز فرهادیان - کارشناس ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی
ارسال شده با موضوع مقاله | بدون دیدگاه »
دوشنبه, شهریور ۲م, ۱۳۸۸ | 185 views
«انتخابات» يكي از نشانه هاي روشن مردمي بودن نظام جمهوري اسلامي است . انتخابات مجلس خبرگان رهبري ، انتخابات رياست جمهوري ، انتخابات مجلس ، انتخابات شوراهاي اسلامي و . . . راه هاي اعمال نظر خواسته هاي منطقي مردم در اداره جامعه است .
آثار مثبت و گرانسنگ اين حضور مردمي است كه نظام جمهوري اسلامي را قادر ساخته در انبوه هجوم هاي بي وقفه بيگانگان ، همچنان مقتدر و سربلند باقي بماند . در اين مقال بازگويي جنبه هاي ارزشمند انتخابات قصد نشده ، چرا كه به انحاء مختلف در اين باره قلم ها بر كاغذ و كلام بر زبان رانده شده است .
معيارها و ضوابطي كه در انتخابات از سوي مردم و نامزدهاي انتخاباتي بايد به اجرا در آيد و همچنين نگراني ها و زيان هاي ناشي از غفلت و يا بي توجهي به اين معيارها مورد نظر است كه گاه در ميان تعريف و تمجيدهاي زياده و عدم دورانديشي و يا منافع آني ، به فراموشي سپرده مي شود .
پيش از اين وقتي هياهوي انتخاباتي فرو مي نشست و واقعيت بي غبار جنجال ها رخ مي نمود ، زيان هاي ناديده ، خود را بر عقول تحميل مي كردند و همين روزنه اميدي مي شد كه در آينده و در موارد مشابه ، نامزدهاي انتخاباتي ، صاحبنظران و مسئولين تصميم سنجيده و منطقي پيشه خواهند كرد . اما دريغا كه در انتخابات شوراها نه تنها از تجارب پيشين استفاده نشد كه اين بار همان ضعف ها و نقائص به شكل نگران كننده تري بروز پيدا كرد .
در محدوده موضوع انتخابات سخن گفتن و راه حل ارائه دادن بر اساس امكانات موجود و دوري از ذهنيت گرايي و پرهيز اكيد از اغفال اذهان عمومي و گريز از وعده هاي نامعقول و انجام نشدني و احترام به شخصيت رقيب انتخاباتي ، انتظاراتي منطقي و منطبق بر تعاليم اسلامي است . اما انگار توسل به راه هاي ناپسند براي جذب آراء مردم كم كم به شيوه اي عادي و پذيرفته شده در آمده است .
اگر در نظام هاي سرمايه داري و غير مردمي اين شيوه پذيرفتني باشد ، در نظام جمهوري اسلامي كه تعاليم اسلامي را اراده كرده ، پذيرفتني نيست . كسي كه خود را نامزد انتخاباتي معرفي كرده تا در چهارچوب ضوابط ديني به رفع مشكلات مردم بپردازد ، چگونه بي توجهي يا چشم بستن بر ضوابط ديني را در شيوه تبليغاتي خويش توجيه مي كند ؟ به يقين در دين اسلام ، هدف وسيله را توجيه نمي كند .
در انتخابات اخير ، با وجود بيش از ۲۸۰۰۰۰ نفر نامزد انتخاباتي ، بي نظمي در شيوه تبليغاتي به اوج رسيده بود . گويي در ميدان رقابت ، برنده كسي بود كه در و ديوار و زمين و فضا را بيش از ديگران با نصب پوسترها اشغال كرده باشد . ولع در چسباندن عكس ها به حدي بود كه هم به ملك شخصي افراد آسيب مي رساند و هم به امكانات دولتي ، تابلوهاي مدارس ، علائم راهنمايي و رانندگي ، سر در ادارات و سازمانها و . . . با انواع پوسترهاي تبليغاتي پوشيده شدند كه براي اصلاح مجدد نياز به اتلاف وقت و هزينه خواهد بود . احتمال خطرات جاني و مالي ناشي از آسيب رسيدن به علائم راهنمايي و رانندگي بر كسي پوشيده نيست . همه اين خسارات و زيان ها و بدآموزي ها منتسب به كساني بود كه خود را آماده مي كردند تا در صورت موفقيت ، بر امور شهر نظارت كرده ، در حفظ بيت المال كوشا بوده و در سامان دادن به امور شهري تلاش بي وقفه نمايند .
در برخي شهرها حجم پوسترهاي تبليغاتي چنان بود كه در خيابان هاي اصلي ، تونلي از انواع كاغذهاي رنگارنگ در اندازه هاي مختلف با شعارهاي گوناگون ساخته شده بود . براي بسياري از رهگذران اين سئوال پيش مي آمد كه براستي اين همه اسراف و بر باد دادن سرمايه هاي شخصي و ملي چرا ؟ آيا شيوه هاي بهتر و دين پسندي در امر تبليغات وجود ندارد ؟ آيا قانونگذاران ، اسراف در شيوه هاي تبليغاتي و مشكلات مالي دولت و مردم را ناديده مي گيرند ؟ تنگناهاي اقتصادي و كاهش درآمدهاي ملي ، چنان است كه صرفه جويي ودقت در هزينه ها را بطور جدي طلب مي كند .
اما قانونگذاران و مجريان در چنين شرايطي ، در برابر مصرف بي رويه كاغذ و مواد چاپي كه در مجموع مي توان گفت ناچيزترين اثر مثبت فرهنگي را دارد ، موضع شايسته اي اتخاذ نكردند . وقتي خانواده ها در تأمين دفتر و كتاب فرزندان خود ، با مشكل مواجه هستند و معلمين از كمبود امكانات آموزشي رنج مي برند و برخي امتحانات را به جهت مشكل تأمين كاغذ و مواد چاپي ، به تأخير انداخته يا حذف مي كنند ، چرا بايد در خيابان هاي اين كشور و در زير پاي عابرين ، صدها تن كاغذ مربوط به پيام هاي انتخاباتي بر زمين ريخته شود ؟ مگر غير از اين است كه با اين اسراف فوق العاده ، بخشي از بودجه دولت جهت ورود كاغذ و مواد چاپي از خارج اختصاص خواهد يافت ؟ آيا همين مسئله بالا رفتن نرخ لوازم التحرير را به دنبال نداشته است ؟
كدام قانون اجازه داده در جلو چشم ميليونها نفر ، ثروت و سرمايه هاي ملي به هدر روند و سپس بر آن نام «مبارزات انتخاباتي» نهاده شود ؟! كدام ارزش و دستور ديني بر چنين كاري صحه نهاده است ؟ قانون براي رشد و توسعه مملكت و عزت و سربلندي زندگي فردي و اجتماعي است ، نه براي ژست هاي روشنفكري و تقليدهايي كه «خلق» را «بر باد» مي دهد و «دو صد لعنت» را به دنبال دارد .
مگر نه اين است كه ايجاد جو سنگين تبليغاتي و اسراف و چاپ پوسترهاي رنگارنگ و اتكاء به پول و ثروت و سفره هاي رنگين انداختن و وعده هاي ناشدني دادن تقليدي ناشيانه از بيگانگان بوده و شايسته جامعه اسلامي نيست ؟ مجلس و دولت مي بايست تجديد نظري انقلابي در قوانين موجود كنند و راه هاي تازه و دين پسندي در پيش گيرند تا در انتخابات آينده تجربه هاي تلخ تكرار نشود .
اگر همه راه هاي ممكن در اين زمينه بررسي شود ، نتايج مطلوبي بدست خواهد آمد . از جمله محورهاي زير را مي توان مورد بررسي قرار داد :
- محدوديت پوسترهاي تبليغاتي از نظر اندازه و تعداد
- استفاده از صدا و سيما و بخصوص شبكه هاي استاني
- برخورد جدي با نامزدهايي كه در زمان تبليغ به اماكن شخصي و دولتي آسيب مي رسانند .
- توجه به تخصص نامزد هاي انتخاباتي
- واريز مبلغ معيني از سوي نامزدهاي انتخاباتي به حساب شهرداري ها جهت پاكسازي شهر پس از انتخابات
اميد است صاحب منصبان و طراحان امور براي انتخابات آينده نواقص قانون را به جد بررسي و تصميم شايسته اي اتخاذ نمايند . بدون شك هر تصميمي كه در جهت حفظ سرمايه هاي مملكت و بهينه سازي امور و پيشگيري از انحرافات فرهنگي اتخاذ شود ، مورد حمايت مردم قرار خواهد گرفت .
منبع :
اطلاعات ـ شنبه ۲۸ فروردين۱۳۷۸ـ ص۸
نویسنده : بهروز فرهادیان - کارشناس ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی
ارسال شده با موضوع مقاله | بدون دیدگاه »
پنجشنبه, مرداد ۲۹م, ۱۳۸۸ | 160 views
چرا در سفر مسئولين به شهرستان ، ظاهر سازي ها به اوج مي رسد؟!
ارتباط بي واسطه با مردم و آشنايي با توانايي ها و ضعف هاي مديريت ها از دلايل ديدار سران و مسئولين از مناطق مختلف كشور است . حصول اين اهداف زماني ممكن است كه شرايط و اوضاع و احوال ، سير طبيعي خود را طي كند در غير اين صورت ، بر داشت ها و نتيجه گيري ها با واقعيت فاصله خواهند داشت .
بسيار ديده شده «ميزبان» قبل از ورود «ميهمانان» با تغييراتي در ظاهر شهر ، نقض كرده گويي كه به بيراهه مي رود . رنگ آميزي ساختمان ها ، تزئين جاده هاي ورودي ، هرس درختان ، آسفالت خيابان ها و پركردن چاله هاي قديمي ، نصب انواع پلاكارد و دامن زدن به مخارج غيرضروري و در استقبال از ميهمانان ، پخش آهنگ هايي كه تا ديروز حرام بوده و امروز حلال شده ، از جمله مقدمات پذيرايي شده اند . تعطيلي مدارس و ادارات در روز استقبال و اختلال در گردش كارهاي اداري و اسراف در تهيه انواع غذاها و صرف هزينه هاي سنگين و گاه ميليون توماني ، بر آن مقدمات افزوده مي گردد .
اين شيوه عمل كردن ، آثار ناخوشايندي دارد . بدبيني مردم نسبت به سران مملكت و مسئولين محلي از آن جمله است . چرا كه به وضوح انجام كارهايي را مي بينند كه تا چند روز پيش مسئولين انجام آنها را به دليل نبودن امكانات و اعتبارات ، ممكن نمي دانستند . حال چه شد كه آن كارها به انجام رسيدند ؟ لابد يا مسئولين حقايق را نمي گفتند و آنطور كه بايد عمل نمي كردند يا بر خلاف قانون از محل ديگري براي هزينه ها تأمين اعتبار كرده اند و در هر حال نزد مردم مقصر شناخته مي شوند .
بايد اذعان كرد با اين مشي ناميمون ، مبارزه اي شايسته صورت نگرفته است اما لازم است دولت جديد در اين راه قدم هاي مؤثري بردارد . اگر مسئولين از نشستن بر سر سفره هاي رنگين خودداري كنند يا آشكارا از ظاهر سازي هاي موسمي ابراز عدم رضايت نمايند ، ديگر مديران و نيروهاي اقماري ، جرأت اسراف كردن و غش در كارها را نخواهند داشت .
انقلاب اسلامي ، انقلاب در ارزش ها بوده و هست و تا مسئولين و مردم بر اين باورند با ضد ارزش ها مأنوس نخواهند شد . بي شك سكوت و بي تفاوتي صاحب منصبان در برابر اسرافِ اسرافگران و تخلف متخلفان و چاپلوسي چاپلوسان ، عامل مهمي در رشد ضد ارزش هاست .
هميشه چنين بوده كه تعريف و تمجيد هاي دوره اي در فاصله آمدن و رفتن مسئول معنا پيدا كرده اند چرا كه متملقان «قدرت» مسئول را ارزش آفرين مي دانند و نه «شخصيت» اش را . چاپلوسان به انتظار آمدن ديگري مي نشينند تا با تراوش تارهاي مسموم به ميزان فرصت هاي احتمالي ، دام گستري كنند .
متملقين ، بر مسند قدرت نشستگان را ، روزي ده و روزي ساز مي دانند و راه رسيدن به مسافرت هاي خارجي ، بهره برداري از كارخانه ها ، استفاده از انواع كالاهاي ارزان قيمت و زمين و مسكن مناسب را در زبان بازي و ستايشگري دانسته از هيچ تعريف و تمجيدي دريغ نخواهند ورزيد . اينان پرده پوشان واقعيت ها ، صورتگران زشتي هاي زيبا نما و مفسده برانگيزان جامعة اسلامي هستند كه براي رسيدن به اهداف خود از قانون شكني و ارزش ستيزي هاي مكرر ابايي ندارند .
بي گمان بخش عمده اي از مفاسد اداري ثمرة همين تملق ها و ستايشگري هاي نهي ناشده است . اگر مسئولين براي اين برزگران پلشتي ها ، كشتزارهاي مناسب فراهم آورند ، از تلخي محصول در امان نخواهند بود . اين نيز به اغماض نگذرد كه هيچ قوم و ملتي با پنهان كردن كاستي ها از چشم مسئولين يا تملق و ستايشگري بزرگان خود به عزت و افتخار نرسيده است .
بنابراين خدمت به جامعه اسلامي را بايد در تبعيت از قوانين آن و همت در برطرف كردن مشكلات مردم و كوشش در انجام وظايف ، معنا كرد . به اين سو آمدن و از آن سو نرفتن مي تواند نشانه اي از سلامت جامعة اسلامي باشد .
بهروز فرهادیان - کارشناس ارشد علوم کتابداری و اطلاع رسانی
ایمیل : bfarhadian@yahoo.com
ارسال شده با موضوع مقاله | بدون دیدگاه »
چهارشنبه, مرداد ۲۸م, ۱۳۸۸ | 201 views
نماز جمعه براي هميشه عامل وحدت است ، اگر. . .*
نوع تعاليم دين اسلام و شيوه هاي رفتاري مسلمين ، اقتضاي وحدت و همدلي دارد تا در برابر جهاني از مخالفين و معاندين توان زندگي و حركت داشته باشند . صراحت آيات كريمه قرآن بر دعوت مسلمين به برادري و اتحاد و نكوهش تفرقه گرايي و سنت و سيرة پيشوايان معصوم عليهم السلام مؤيد اين امر است .
در حافظة تاريخ ، نمونه هاي بسياري مي توان يافت كه مسلمانان با حفظ اختلاف نظرها و برداشت ها و ديدگاه ها ، وحدت اجتماعي را تحقق بخشيدند و از تفاوت آراء به تقابل و تفارق در اجتماع كشيده نشدند . هرگاه وحدت گرايي مسلمين به واقعيت پيوسته ، ماندگارترين تجليات انساني و حيات اجتماعي را برجاي نهاده است . سيري در تاريخ گذشته براي جامعة اسلامي امروز كه بار قرن ها مبارزه و ظلم ستيزي و محروميت و رنج مسلمانان را به دوش دارد ، درس آموز است .
تاريخ چنين مي آموزد كه تلخ كامي ها ، مصائب و عقب ماندگي ها به دليل غفلت از آموزه هاي ديني و تفرق مسلمين بوده است . آنجا كه مسلمين از تفاوت در منظرهاي فكري به تقابل با يكديگر روي آوردند و بر هم شوريدند و تيغ بر يكديگر كشيدند ، جز شكست و حرمان و چيرگي نامسلمانان حاصلي نداشت .
در همة حوادث تلخ ، بزرگان و سران قوم به نوعي نقش داشتند . مردمي كه بنا به اعتقادات ديني ، سران را امناء خويش مي پنداشتند ، با بروز اختلاف در ميان آنان ، شعبه شعبه شده و هر يك روي به كسي مي نهادند و با غفلت از دعوت دين به اخوت و حسن ظن با يكديگر و خشم و بغض با كفار ، با هم كيشان دشمني مي كردند و با دشمنان ، مدارا .
بر آن همه واقعيت هاي عبرت انگيز نمي توان چشم بست . آنكه اميد به آينده دارد و به افق دور دست چشم دوخته بايد از گذشته درس بياموزد . افرادي كه با وجود اشتراك در مباني اعتقادي ، بينش ها و روش هاي متفاوت را دال بر جدايي مي دانند ، يا با شنيدن سخني خلاف آنچه خود مي پندارند ، صاحب سخن را به خروج از دين و خودباختگي و كج انديشي متهم مي كنند ، نياز به بازنگري نقادانه در پندار و رفتار خويش دارند . تاريخ جز ناگواري و زشتي و پلشتي نتيجه اي براي چنان تفكري بياد ندارد . خودخواهي ، گروه گرايي ، شخصيت پرستي ، مقام خواهي و تعصب كور ، از دلايل ترجيح تفرقه بر وحدت است . اما اخلاق و منش مسلماني با چنين مشي اجتماعي بيگانه است .
سخن ديگر اينكه ، اگر محوري براي وحدت مردم وجود داشته باشد ، علماء و سياستمداران كه سكانداران جريان هاي گوناگون فكري هستند ، مي توانند با تقويت آن محور ، جامعه را به بالاترين حد سلامت و كارآيي سوق دهند . در جامعة اسلامي ، محور اتحاد ، رهبري است . رهبري ، با تكيه بر ارزش هاي ديني و پاس داشتن حق الناس و با ديدگاهي فراتر از گرايش هاي جناحي عزت جامعه را با وحدت مردم تأمين مي كند .
رهبري در عين قبول روش ها و انواع نگرش ها در چگونگي راه بردن جامعه به سوي تعالي فردي و اجتماعي ، با سعة صدر و روشن بيني ، گروه ها و جناح هاي سياسي و فكري معتقد به اصول نظام را حفظ كرده و براي سعادت و سلامتي جامعه به ياري مي گيرد .
از آنجا كه ائمه جمعه منصوب رهبري اند ، بايد با رعايت انصاف و عدالت از طرح مسائل اختلاف برانگيز و ترجيح مصالح يك جناح بر مصلحت جامعه بپرهيزد . موضع گيري عليه برخي كه به دليل اختلاف در ديدگاه هاي سياسي و راهبردها ، هدف زخم زبان و طعنه و عيب جويي قرار مي گيرند ، از هيچ سخنران يا خطيب جمعه اي پسنديده نيست . موضع گيري هاي غيرمنصفانه و تحليل هاي تك زاويه اي به تدريج موجب به حاشيه راندن عده اي از مردم از نماز جمعه خواهد شد .
حفظ منزلت و شخصيت كساني كه پايبند به اركان نظام و ارزش هاي اسلامي هستند ـ و حتي كساني كه مسلمان نيستند اما تابع حكومت اسلامي اند ـ بر همگان فرض است . پايبند نبودن عملي به آموزه هاي اسلامي در مكان هايي كه به نوعي به پرستش و تربيت و تزكيه نفس مرتبط اند ، مردم را در پذيرش سخنان حق دچار ترديد مي كند . اگر در اين حيات گذرا در برابر سدي كه در پذيرش سخنان حق بوجود مي آورند ، خود را پاسخگو نبينند ، در «روز داوري» و در محضر آن «داور دادار» دستاويزي نخواهند يافت .
وظيفة خطير علما دين و شخصيت هاي مذهبي ، فكري و سياسي حكم مي كند كه از افتادن در دام تفرقه گرايي اجتناب ورزيده و با صف بندي هاي متعدد موجب كاهش قدرت نظام نشوند . اگر اينان با توجيهات گوناگون ، زمينه ساز تفرقه و اختلاف ميان مردم شوند ، از مردم انتظار وحدت و همدلي نبايد داشت .
ارسال شده با موضوع مقاله | بدون دیدگاه »