جشن نوروز از دیرباز تا امروز
آمدن بهار ، رستاخیز طبیعت و زایش گل بوته ها به امر حیّ توانا و دادار آسمان ، انسان را به تفکّر واداشته تا وی پیرامون این دگرگونی ، تحوّل احوال ، پاکی ، صداقت ، یک رنگی و . . . را بشناسد و خود را به صفات نیک بیاراید . چه فلسفه ای زیباتر و انسانی تر از این برای نوروز می توان برشمرد که هر گردش طبیعت ، بهانه ای می شود برای بزرگ داشت پاکی و پیراستن ناپاکی و آلودگی همه چیز . نوروزی دیگر از راه می رسد و بهار در خانه ها را می زند . درها گشوده می شوند ، پرده ها به گوشه ای می روند و لنگه های پنجره ها که از سرمای سخت بسته بودند ، بر لولا می چرخند و خانه ها نسیم معتدل به خود می گیرند و هر جان بی تابی ، صدای بهار را از درون خود حس می کند .
خانواده ها پس از خانه تکانی و شست و شوی رخت خواب ها و فرش ها آرام آرام غبار غم آلود یک ساله را از دل می زدایند . ماهی های سرخِ رقصان در تنگ بلورین ، سبزه ، سفره هفت سین ، قرآن مجید در وسط آن ، بوی بهار در کنار گلدان های شمعدانی ، صدای بازی کودکان ، شور و شوق خاصّی را بر می انگیزند و جلوه ای به یاد ماندنی دارند .
نیما یوشیج در خصوص تحوّل طبیعت و سرآغاز فصل بهار می گوید :
عاشقا خیز کامد بهاران
شکوه ها را بنه ، خیز و بنگر ،
که چگونه زمستان سرآمد ،
جنگل و کوه در رستخیز است ،
عالم از تیره رویی درآمد ،
چهره بگشاد و چون برق خندید .
توده ی برف بشکافت از هم .
چشمه ی کوچک از کوه جوشید .
گل به صحرا درآمد چو آتش .
بهار با شعله های قرمز آتش مقدّس چهارشنبه سوری ، به تدریج از راه می رسد و کودکان و جوانان، آواز سر می دهند : ( سرخی تو از من - زردی من از تو ) منظور از سرخی ، کردار نیک و اهورایی و منظور از زردی کردار زشت ، ناپسند و اهریمنی است و هر کدام پیام مربوط به خود را دارند . ۱
نوروز NOW-RUZ را روز نو و تازه یا روزی که سال نو بدان آغاز گردد می دانستند . ابوریحان در التفهیم ( مصحح همائی ص ۲۵۳ ) گوید : نخستین روز است از فروردین ماه وزین جهت روز نو نام کردند ، زیرا که پیشانی سال نو است . ۲
خداوند آفرینش را در ۳۶۵ روز سال به پایان رسانید و اوّل فروردین بیاسود . پس از نظر مذهبی پایان آفرینش خدا روز نوروز است که تا آن روز همه چیز هستی یافته و به وجود آمده است . ۳
بیشتر روایات اسطوره ای ایران ، دوره ی پیشدادی را زمان پیدایی نوروز و جمشید ، چهارمین پادشاه پیشدادی را بنیان گذار نوروز و آئین نوروزی به شمار آورده اند .
دوران جمشید در یشت ها دورانی طلایی به شمار آمده است . در آن زمان خوردنی ها کاهش نمی یافت ، چارپایان و مردمان نمی مردند ، گیاهان نمی خشکیدند ، سرما ، گرما ، پیری و رشک وجود نداشتند . جمشید بر هفت کشور زمین فرمان می راند و نیک بختی ، شهرت ، گلّه و رمه ، خشنودی و حرمت را از دیوان گرفته بود . ۴
« یک نماد سلطنتی مهم و جدید نیز در شاهنامه معرفی شده ، این نماد فرّه ایزدی است که تخت معروف جمشید را به او ارزانی داشت ؛ و او مانند خورشید تابان بر آن جلوس می کرد . در بزرگ داشت این واقعه بود که نوروز ، جشن گرفته شد . » ۵
پس ، آن گاه که دروغ گفت ، فرّه به صورت مرغی از پیش او بیرون رفت .
فردوسی که بدون شک موارد شاهنامه ی خود را مع الواسطه از خدای نامک و دیگر کتاب ها و رسایل پهلوی اتخاذ کرده ، اندر پادشاهی جمشید گوید :
به فر کیانی یکـی تخت ساخت چه مـایه بدو گوهر اندر نسـاخت
که چون خواستی دیو برداشتی ز هـامون به گردون بر افــراشتی
چو خورشید تابان میـان هــوا نشستــه بــرو شــاه فــرمانروا
جهان انجمن شد بر تخت اوی فـرو مانده از فــره ی بخـت اوی
به جمشید بر گـوهر افشانـدند مــر آن روز را روز نـو خــواندند
سر سـال نـو هـرمز فـرودیـن بر آسوده از رنج تن ، دل ز کـین
بـزرگـان به شادی بیــاراستند مــی و جام و راهشگران خواستند
چنیـن روز فــرّخ از آن روزگار بمـانــده از آن خسـروان یـادگـار
روز اوّل فروردین فَرَوَهَر گذشتگان به زمین فرود می آیند . این موضوع فروهر از ادبیات شیرین کیش مزدیسنی می باشد که داستان بسیار دلکشی دارد و یکی از فلسفه های مهم جشن نوروز و فرود آمدن این فروهران است که روز اوّل فروردین به زمین می آیند و از خانه و کاشانه ی صاحب خانه دیدن می کنند .
فروهر یا فره وشی یکی از نیروهای مقدّس و معنوی انسان است که پیش از آفرینش در عالم بالا وجود داشته و هنگام آفرینش انسان در هیکل او داخل شده او را رشد و ترقی داده و نگاه داری می کند و پس از مرگ انسان دیگر باره با همان پاکی و تقدّس اوّلی به جای خود باز می گردد . ۶
در اوستا به شش گاهان بار اشاره شده است . گاهان ( زمان ها ) همان اشاره به زمان آفریده ها و بار ( نعمت ها ) و داده های خداوندی است که در این شش روز پدید آمده و به پاس سپاسگزاری از داده ها و آفریده های خداوندی یعنی بهترین گاه ها ( زمان ها ) یا روزهای بار و بر جشن می گیرند یکی از این روزها که پایان اسفند است و روز اورمزد (هرمز ) که روز نام خداوند است و در روز خدا انسان زاده شد که نوروز است که برابری شب و روز را به دنبال دارد و روز جوشیدن چشمه ساران و دمیدن سبزه ها و شکوفه کردن شاخساران است . ۷
کهن ترین نشانه ای که در آسیای غربی از جشن سال نو بازمانده به نخستین خاندان سلطنتی اور مربوط می شود . از آن جا که سومری ها از خلیج فارس و فلات ایران ، از طریق خوزستان به بین النهرین رفتند ، محتمل است که نوروز ، عید رایج در میان بومیان نجد ایران پیش از آریایی ها بوده باشد و لزوماً وام گرفته از بین النهرین نیست و به احتمال بسیار از فلات ایران و هم در بین النهرین عید نوروز وجود داشته است . در ایران باستان نیز دو عید بزرگ وجود داشته است : یکی عید آفرینش در آغاز پاییز و دوم عید باززایی و برکت بخشی در آغاز بهار است . حاجی فیروز نیز بازمانده ی آیین بازگشت ایزد شهید شونده یا سیاوش است .
به طور کلّی از مراسم نوروز در دربار شاهنشاهان هخامنشی و اشکانی اطلّاعات دقیقی در دست نیست ، و برعکس از عصر ساسانی اطلّاعات گران بهایی موجود است .
کریستن سن افسانه ی پیدایی جشن نوروز و نام نوروز نهادن بر روز اوّل فروردین را به روایت برخی نویسندگان دوره ی اسلامی ، مانند ابوریحان بیرونی ، حمزه ی اصفهانی و خوارزمی آورده است . ۹
در برهان قاطع نوروز و رسم جشن گرفتن این روز به مناسبت بر تخت نشستن جم در طلوع آفتاب در آذربایجان و بازتاب درخشش پرتو خورشید از تاج و تخت جم دانستند .
در کتاب دینکرد ، که دانش نامه ی دین مزدیسنی و به زبان پهلوی و نوشته ای از سده ی سوم هجری است ، از نوروز به عنوان یکی از جشن های کهن ایران یاد شده است . در کتاب نخستین انسان و نخستین شهریار درباره ی جشن نوروز بر اساس ترجمه ی مری بویس مطالبی خواندنی آمده است . ۱۰
بزرگ داشت روان در گذشتگان و یادآوری مردگان در آخرین روزهای پایانی سال ، به ویژه در آخرین شب جمعه ی سال کهنه ، بازمانده از آئین های نیاپرستی در جامعه های دوران ایران باستان است .
پارتیان که در سرزمین خاور ایران می زیستند و بنیان گذار دولت اشکانی بودند ، از پیش از آمدن به ایران ، ارواح نیاکان خود را می پرستیدند .۱۱
در دوره ی ساسانیان قاب های زیبای منقوش و گران بهایی از جنس کائولین از چین به ایران می آوردند که بعدها به نام کشوری که از آن جا می آمد چینی و به گویشی دیگر سینی نان گرفت. در آیین های نوروزی برای چیدن خوان نوروزی از سینی ها استفاده می کردند و این ظرف ها را پر از نقل و نبات می کردند و آن را به عدد هفت امشاسپند که مقدّس بود بر سر خوان های نوروزی می نهادند و از این رو خوان نوروزی به هفت سینی یا هفت قاب نام گرفت و بعدها هفت سین خوانده شد . ۱۲
دکتر مهرداد بهار هفت سین را در ارتباط با هفت سیاره می داند که سرنوشت بشر در دست آنان شمرده می شد و مسلماً هفت سیاره در امر تقدّس عدد هفت مؤثر بوده است و گمان بر این بود که اگر کسی هر هفت را در اختیار داشته باشد ، یعنی نظر لطف هر هفت سیاره را به خود جلب کند ، خوشبخت خواهد بود . ۱۳
در قرآن مجید چندین بار از آفرینش جهان در شش روز در سوره های یونس ۳ ، هود ۷ ، فرقان ۵۹ ، سجده ۴ ، حدید ۴ و . . . یاد شده است . من جمله در آیه ی ۵۴ سوره ی اعراف می فرماید : اِنَّ رَبَّکُمُ الله الَّذی خَلَقَ السَّمواتِ وَالَارضَ فی سِتَّهِ اَیّامٍ « پروردگار شما خدایی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید . » پس از آن با فرستادن پیامبران و یاد دادن برنامه ی راهنمایی مردم به آنان به فرمانروایی پرداخت . حکیم عمر خیّام در نوروز نامه راجع به جشن نوروز چنین می نویسد : سبب نام نهادن نوروز از آن بوده است که آفتاب در هر ۳۶۵ شبانه روز و ربعی به اوّل دقیقه حمل باز آید و چون جمشید از آن آگاهی یافت نوروز نام نهاد ؛ پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا کردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند و آن تاریخ را نگاه دارند و بر پادشاهان واجب است که آئین و جشن و رسم ملوک را به جای آرند ؛ از بهر مبارکی و خرّمی کردن در اوّل سال و هر کس در نوروز جشن کند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراند . ۱۴
نوروز را می توان بهترین انتخاب ایرانیان در سنجش زمان و گاه شماری دانست ؛ زیرا که روزی مقدّس و روحانی است و در ممالک دیگر چون افغانستان ، ازبکستان ، سوریه ، تاجیکستان ، کردستان عراق ، ترکیه ، جمهوری آذربایجان ، حبشه ، بحرین ، آلبانی ، شبه قاره ی هند ، پاکستان ، کشمیر ، ولایت های گجرات و بمبئی همه ساله با شکوه به پیشواز نوروز می روند .
آن چه اورنگ مورّخ و ایران شناس در پیدایش نوروز می نویسد به واقع بسیار نزدیک تر و از نظر علمی قابل قبول خواهد بود . وی می گوید : جشن نوروز برای پایان یافتن روزهای شش گانه ی آفرینش به ویژه برای آفرینش انسان و پدید آمدن آدم است . ۱۵
از آن چه گفته شد ، آشکار گردید که نوروز از مراسم بسیار کهن است و به آغاز آفرینش بر می گردد .
در تورات نیز آمده است که خداوند در شش روز همه ی جهان را آفرید و در روز هفتم از کار خلقت بیاسود .
آثار و قراینی که در دست است می رساند پس از اسلام همواره جشن نوروز بر پا می شده ، و مراسم آن با تصرفات و تغییراتی از عهد ی به عهد دیگر منتقل می گردیده است ؛ تا عصر حاضر که آن بزرگ ترین جشن ملّی ایرانیان محسوب می شود . ۱۶
منابع :
۱- فاروق صفی زاده : چهارشنبه سوری یادگار نیاکان ما،انتشارات پژوهنده ،چاپ اوّل ، ۱۳۷۷ ،ص۹
۲- دکتر محمّد معین : فرهنگ فارسی ، جلد ۴ ، ص ۴۸۴۲
۳- عبدالعظیم رضایی : اصل و نسب و دین های ایرانیان باستان ، چاپ دوم ، نشر موج ، ص ۴۷۳
۴- علی بلوکباشی: نوروز جشن نوزایی آفرینش ، چاپ دوم ، ۱۳۸۰ ،دفتر پژوهش های فرهنگی،
ص ۱۳ .
۵- وستا سرخوش کرتیس : اسطوره های ایرانی ، ترجمه ی عباس مخبر ، نشر مرکز ، چاپ دوم ۱۳۷۶ ، ص ۳۷ .
۶- عبدالعظیم رضایی : همان ، ص ۴۷۴ .
۷- حسین حسن زاده رهدار : هفته نامه نخل ، ویژه نامه نوروزی ، ۱۳۸۶ ، ص ۵۱
۸- دکتر مهرداد بهار : جستاری چند در فرهنگ ایران ، چاپ دوم ، ۱۳۷۴ ، انتشارات فکر روز ، صص ۲۳۱ و ۲۲۹ .
۹- علی بلوکباشی : همان ، ص ۱۵ .
۱۰- همان ، ص ۱۸.
۱۱- همان ، ص ۶۳ .
۱۲- جان هینلز : شناخت اساطیر ایران ، ترجمه ی باجلان فرّخی ، انتشارات اساطیر ،چاپ اوّل ، ۱۳۸۳ ، ص ۴۸۰ .
۱۳- دکتر مهرداد بهار : همان ، ص ۲۲۸ .
۱۴- عبدالعظیم رضایی ، همان ، ص ۴۷۴ .
۱۵- حسین حسن زاده رهدار : همان ، ص ۵۰ .
۱۶- دکتر محمّد معین : همان ، ص ۴۸۴۶ .
یک پاسخ برای “جشن نوروز از دیرباز تا امروز”
توسط behrang در ۱۴ آبان ۱۳۸۷ | پاسخ
ba tashakor az in sayte vaghean aliy
man behrang az london hastam